سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

195

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

حالى كه همراهش قرينه‌اى بايد باشد كه از اراده معناى حقيقت در آن نوع ممانعت كند . كلمه [ بالنسبة ] در عبارت سكّاكى جار و مجرور بوده و متعلّق به [ الغير ] مىباشد . و الف و لام در [ الغير ] براى عهد مىباشد و با توجّه به اين دو نكته مقصود از تعريف مذكور اينستكه : مجاز كلمه‌اى است كه در معنائى غير از معنائى كه كلمه براى آن در لغت يا شرع وضع شده استعمال گردد درحاليكه معناى غير موضوع‌له نسبت به نوع حقيقت آن كلمه غير محسوب مىشود لذا اگر نوع حقيقتش لغوى باشد كلمه در غير معناى لغوى استعمال شده و بدين ترتيب مجاز لغوى به حساب مىآيد و بر همين قياس است اصطلاحات ديگر غير از لغت . سپس شارح مىگويد : چون اين قيد بمنزله [ فى اصطلاح به التخاطب ] بوده با اين فرق كه [ اصطلاح به التخاطب ] واضح‌تر و بر مقصود و مراد دلالتش روشن‌تر مىباشد لاجرم مصنّف بجاى قيد مزبور عبارت [ فى اصطلاح به التّخاطب ] را قرار داده و بدين ترتيب حاصل كلام سكّاكى را در اين جا نقل نموده نه عين عبارت وى را لذا گفته است : المجاز اللغوى هو الكلمة المستعملة فى غير ما وضعت له بالتحقيق فى الاصطلاح به التّخاطب مع قرينه مانعه عن ارادته . يعنى اراده معناى حقيقى در آن اصطلاح .